![]() |
![]() |
|
| ایران و اقلیتهای مذهبی |
|
آچار فرانسه بهائی ستیزان: امیر عباس هویدا و اتهام بهائیت کاویان صادق زاده میلانی از جملهء اتهامات پا برجایی که نویسندگان بهائی ستیز در سالهای پس از انقلاب اسلامی به عناوین مختلف مطرح کرده اند مسالهء بهائی بودن امیر عباس هویدا نخست وزیر سابق ایران است. این بررسی کوتاه کوششی در نقد تاریخی این نظراست. شواهد تاریخی گویای این واقعیت است که هویدا در هیچ مرحله ای از زندگی خود بهائی نبوده است و هیچ سند تاریخی گرایش و حمایت او را از دیانت بهائی و بهائیان نشان نمی دهد. برعکس، بررسی بیطرفانه اسناد موجود ثابت می کند که هویدا برای نیل به اهداف سیاسی خود در مواقع مقتضی لطمه و زیان به بهائیان وارد می ساخته است. اتهام "سیاسی" بهائی بودن هویدا از سوی بهائی ستیزان بیانگر این مساله است که اینان خواسته اند بحث را از حوزهء مذهبی-فلسفی خارج کرده و با وارد کردن اتهامات سیاسی بر جامعهء بهائی از آب گل آلود ماهی بگیرند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
واقعیت چهارم: چنانکه در بخشهای گذشته دیدیم عین اتهامی که بهائی ستیزان در مورد ارتباط با سیاستهای خارجی برآئین بهائی وارد می کنند دشمنان ادیان گدشته، از جمله اسلام، نیز بر آن ادیان وارد کرده اند. به علاوه دیدیم که همین مطلب که چنین نوع اعتراضی صرفا در هفتاد سال اخیر-و نه در صدسال اولیه تاریخ بهائی- بر بهائیان عنوان گردید به خوبی نشان می دهد که این اتهامات کاری به واقعیت تاریخی آئین بهائی ندارد بلکه تنها بازتابی از تغییر حساسیتهای فرهنگی در ایران است. به عبارت دیگر گفتمان یکطرفه بهائی ستیزان در باره آئین بهائی همواره در قلمرو خیال ضورت می پذیرد و بنابراین در هر زمان محتوای تعریف آئین بهائی چیزی نخواهد بود مگر آنچه که مردم در ان زمان به آن حساسیت داشته باشند. از اینجاست که همه این تاریخها و اتهامات در تناقض مطلق با یکدیگرند که این هم نشان می دهد که همه این اتهامات صرفا بیان شرح حال (اتوبیوگرافی) خود اتهام زنندگان است و کاری به حقیقت عینی ندارد. قبلا هم دیدیم که از نظر منطق و خرد این ادعا که آئین بهائی پرداخته بیگانگان برای عقب افتاده نگاه داشتن ایران است نمی تواند درست باشد چراکه آموزه های پیامبر بهائی در صد و شصت سال پیش همان اصولی بود که تازه روشنفکران ایرانی آنها را به عنوان لوازم رشد و پیشرفت ایران مطرح می کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
واقعیت سوم: چنانکه دیدیم آئین بهائی آرمان پیشرفت و تو سعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را برای ایران به ارمغان آورد. به علاوه چون پیامبر بهائی از ایران برخاست در نظر پیروانش، ایران مقدس ترین جای دنیاست و کوشش به آبادی و ترقی ایران وظیفه دینی هر بهائی است. در واقع اگر مردم دیگر کشورها ادعا نمایند که آئین بهائی ساخته شده تا در سرتاسر دنیا از منافع ایران و سیادت ایران دفاع شود سخنشان چندان نابجا نیست. زیراکه حتی بهائیان غیر ایرانی نیز به خاطر بهائی بودنشان عاشق ایرانند چه رسد به بهائیان ایرانی. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
واقعیت دوم: در بحثهای بعدی خواهیم دید که همه "تاریخها" و نظریاتی که کوشیده اند آئین بهائی را به سیاستهای خارجی بچسبانند مشتی دروغ و تحریف حقیقت تاریخی بیش نیستند. اما قبل از ان بحث لازم است که به صورت منطقی و علمی به بررسی این ادعا بپردازیم که آیا آئین بهائی می تواند ساخته سیاستهای خارجی باشد یا نه؟ پاسخ این سوال آسان است. اگر آئین بهائی توسط سیاستهای خارجی و به منظور عقب افتاده نگاه داشتن ایران ساخته شده باشد دران صورت باید آموزه هایش باعث ترویج خرافات، و مانع پیشرفت و تکامل ایران عزیز باشد. به عکس جهان بینی دشمنان قسم خورده این آئین باید عوامل مترقی در پیشبرد و تکامل ایران بوده و باشد. از اینجاست که باید گفت آنچه که پیش از هرچیز بطلان ادعای دشمنان آئین بهائی را به اثبات می رساند تناقض درونی دو مرحله از اعتراضات و حملاتی است که یکی در هفتاد سال اولیه ظهور این دیانت و دیگری در دوران متاخر، علیه آن مطرح شده و میشود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
واقعت اول: آیا آئین بهائی ساخته سیاستهای خارجی است؟ طرد آئین بهائی بر اساس این دروغ که این آئین ساخته سیاستهای خارجی است مطلبی نسبتا جدید است. در واقع در هفتاد سال اولیه ظهور باب و بهاءالله دشمنان آئین جدید که از هیچ نوع دروغ و افترائی در رد نهضت نوین روحانی خودداری نکردند هرگز از ارتباط این آئین با سیاستهای خارجی صحبتی نکردند. بلکه به عکس، اعتراضاتشان در ان موقع مربوط به مسائلی بود که در فرهنگ ان زمان بد و پلید به حساب می امد. اما بعد که فرهنگ ایرانیان قدری غیر مذهبی تر شد و تعریف بد و پلید هم دگرگون گردید دشمنان دین بهائی به افترائات سیاسی در حق فرهنگ نو آور بهائی روی نمودند تا انکه روشنفکران و تحصیل کرده ها را نیز از آئین نوین بترسانند و ناشکیبائی و تنگ نظری مذهبی خود را پشت نقابی از وطن دوستی و ایران دوستی پنهان کنند و مانع شوند که ایرانیان در مورد آئین نوین ایرانی دست به پژوهش مستقل زنند تا انکه ایران عزیز در چنگال دیو سنت پرستی و عقب افتادگی و جهالت گرفتار اید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
بهاییان ایران از اغاز تا کنون همواره گرفتار عناد بی عدالتی ظلم وآزار دولتهای حاکم بر این سر
زمین بوده اند... حتی در دوران مشروطیت نیز که هدف ازادی و برقراری حکومت دموکراتیک بود و مییبایست که همه افراد ملت در برابر قانون از حقوق مساوی برخوردار باشند می بینیم که عملا چنین نشد به طوری که بکلی وجود چنین جمعیتی نا دیده انگاشته شد وبا اینکه در همان زمان هم بهاییان بزرگترین اقلیت مذهبی ایران به شمار می رفتند هیچگونه ذکری از انان در قانون اساسی نشد و بهاییان هرگز نتوانستند نماینده ای به مجلس شورای ملی بفرستند. در مواردی که در گوشه وکنار ایران بهاییان را به قتل می رساندند قاتل یا قاتلین هیچگاه در محاکم عادله مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته به مجازات نمی رسیدند. از نظر استخدام در دوایر دولتی نیز پیوسته مشکل داشته مییبایست در ورقه استخدامی ستون مذهب را سفید بگذارند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
مارکسیزم و دیانت بهائی1 : البته این دو کیفا قابل مقایسه با یکدیگر نیستند چراکه یکی نظریه ای متعلق به حیطه علوم اجتماعی است و دیگری یک دیانت است. با این حال هر دو جهان بینی دارای نکات مشترک و نیز وجوه افتراقی می باشند که بحث آن نیازمند کتابی است. اما مختصرا : هردو اندیشه ای هستند مبتنی بر هشیاری زمانمند و تاریخی (یعنی هستی پدیداری است پویا و متحول)، هر دو جامعه را واحدی پیوسته و ارگانیک می شمارند، هر دو تاریخ را معنادار و رو به تکامل و ترقی می دانند و سیر تاریخ را حرکت در جهت عدالت و آزادی می دانند، هردو از انحطاط انسان به حد یک شئی و خود بیگانگی انتقاد می کنند و رسیدن به تمامیت و ماهیت راستین انسان را هدف می گیرند، هردو اصل استثمار را در روابط اقتصادی نفی می کنند، هر دو کمال مطلوب را تحقق عقلانیت در جامعه می دانند، و هر دو از آزادی و عدالت دفاع می کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
نهضت مشروطیت و دیانت بهایی: نگرشی نوین به گفتمان جامعه بهایی در عصر مشروطیت
مقدّمه سالهای آغازین قرن بیستم میلادی شاهد سقوط طالع بخت و اقبال بسیاری از حکومتهای خودکامه سلطنتی بود. می توان از نیکلای دوّم تزار روسیه، سلطان عبدالحمید عثمانی و محمّد علی شاه قاجار به عنوان نمونه هایی از پادشاهان خودکامه ای نام برد که حکومتهای بلامنازعشان در آن سالها سقوط نمود. امپراتوری عثمانی جای خود را به جمهوری ترکیه داد و فرمانرویایی مطلق و خود کامه تزار روسیه با ایجاد مجلس دوما در سال ۱۹۰۵ محدود گشت و متعاقب آن با انقلاب بلشویکها بسال ۱۹۱۷ منقرض شد. در ایران که از هر دو کشور فوق عقب مانده تر بود جنبش مشروطه منجر به فرمان مشروطیت از جانب مظفرالدّین شاه در سال ۱۹۰۶ و تصویب اوّلین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورا در ایران گردید. محمّد علی شاه که چندی بعد از صدور فرمان مشروطیت بر تخت سلطنت نشست تلاش نمود تا استبداد را مجدّداً بر قرار سازد. اقدامات وی در کوتاه مدّت موجب انحلال مجلس شوری و برقراری موقّت استبداد صغیر گشت و نهایتاً موجب خلع وی از سلطنت و تبعید او از ایران گشت. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط سهیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 |
| پیوندها |
|
نگاهی تازه گفتمان ایران نگاه Baha'i View روز نامه ایرانیان روزنامه ایران کتابخانه بهائی زندگانی جاويد نوعی دیگر ساغر شهد صلح استادِ ازل |
|
RSS
|